شازده
دیروز صبح مامان و بابا و خواهرم و همسرش راهی سفر شدن یکی از دوستانمون فوت کردن رفتن اونجا و خونه رو سپردن به من! در حقیقت علاوه بر خونه ، برادرم و خواهرزاده که امتحان نهایی داشت رو هم سپردن بهم :) شازده دیروز بعد امتحان اومد خونه ناهار خورد و گفت دوستام میان پیشم میرم خونه شب هم نمیام خونمون میخوابیم گفتم باشه ولی بشین درستو بخونا گفت باشه! حالا صبح اومد خونه هیچییی نخونده بود گیج خواب بود تا صبح داشتن بازی میکردن و گفت تازه ۴ صبح شام خوردیم /: گفت میخوابم
برچسب:
نویسنده: tohi-7
تاريخ: دوشنبه
5 مرداد
1405 ساعت: 0:29